
تو
تنها خورشیدی
که نگاه کردن به سوی تو
چشمها را
نمی زند...
پ. ن : میلاد امام مهربان و خورشید ایران را به همه دوستان و مخاطبان آب و آتش شادباش می گویم.
دقت کرده اید وقتی از حرم امام رضا «ع» دارید به شهرتان بر می گردید ، چقدر دقیق حس زمانی را که حضرت آدم و حوّّا از بهشت ، به زمین هبوط می کردند ، احساس و تجربه می کنید ؟

پ . ن : شب توی جاده نزدیکیهای شاهرود بودیم که مامان زنگ زد . گفت : گرفتی ؟ گفتم : حتماً گرفته ام ؛ مطمئنم. خنده ای کرد و خاطره ای تعریف کرد : گفت : خیلی سال پیش ، برای خرید منزل ، شش میلیون تومان کم آورده بودم . با همکارهای آموزش و پرورش که به مشهد مشرف شده بودیم رو به امام هشتم کردم و گفتم : آقا ! شش تومان کم است ... به محل اسکانمان که رسیدیم نرگس زنگ زد و گفت : مامان ! خواستم بگویم من دو میلیون تومن در بانک مسکن سپرده دارم که به آن شش میلیون تومان وام تعلق گرفته و به آن احتیاج ندارم ؛ خواستم ببینم شما احتیاج نداری ؟!




